|
یادش به خیر اون روزی که زیر بارون بدون چتر ................
|
|
|
|
||||
|
سلام دیروز که اومدم جشن تولدت نمی دونم چرا ایقدر دلم گرفت .
اولش خیلی می ترسیدم ازاینکه منه سرافکنده رو قبول نکنی احساس عجیبی داشتم . اما حالا خوشحالم که منو تو خونه ی خودت راه دادی . ممنونم
تولدت مبارک
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 11:57 توسط فریده
|
|
|||||
|
|||||